الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

27

الغدير ( فارسي )

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دست او را ( على عليه السّلام را ) گرفت و بمردم فرمود : آيا ميدانيد كه من بمؤمنين اولى ( سزاوارتر ) هستم از خود آنها ؟ گفتند : آرى يا رسول اللَّه ، آنگاه فرمود : من كنت مولاه فهذا مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، ( ابو الطفيل ) گفت : من بيرون شدم در حالى كه گوئى چيزى در دل من ( 1 ) هست ، پس زيد بن ارقم را ملاقات و به او گفتم : همانا از على رضى اللَّه عنه شنيدم كه چنين ميگفت ، ( زيد ) گفت چه انكارى دارى ؟ بتحقيق من از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه اين سخنان را دربارهء او ميفرمود ، و اين حديث را حافظ هيثمى در جلد 9 « مجمع الزاويد » صفحهء 104 از سند و متن از احمد روايت نموده و سپس گفته : رجال آن جز فطر بن خليفه رجال صحيح است ولى نامبرده ثقه و مورد اعتماد است . و نسائى حديث مزبور را در خصايص صفحهء 17 با بررسى طريق آن آورده گويد : خبر داد مرا هارون بن عبد اللَّه بغدادى حمال ، از مصعب بن مقدام و او از فطر بن خليفه و او از ابى الطفيل ، و از ابى داود ، و او گفت كه محمّد بن سليمان از فطر از ابى الطفيل بلفظ مذكور روايت نموده ، و ابو محمّد احمد بن محمّد عاصمى در « زين الفتى » حديث مزبور را بلفظ مذكور از استاد خود ابن الجلاب روايت نموده و او از ابى احمد همدانى از ابى عبد اللَّه محمّد صفّار از احمد بن مهران از على بن قادم از فطر از ابى الطفيل ، و بطريق ديگر از استادش محمّد بن احمد از على بن ابراهيم بن على همدانى از محمّد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد لبّاد از ابى نعيم از فطر از ابى الطفيل ، و به همين لفظ گنجى در ( كفاية ) اش صفحه 13 آن را از استاد خود يحيى بن ابى المعالى محمّد بن على قرشى از ابى على حنبل بن عبد اللَّه بغدادى از ابى القاسم ابن حصين از ابى على ابن مذهب از ابى بكر

--> ( 1 ) در رياض النضرهء محب الدين طبرى اين جمله چنين مذكور است : پس خارج شدم در حالى كه چيزى از شك و ترديد در خود احساس ميكردم .